فاتزی:)
یکی از فانتزیام اینه که مامانم داره سیب زمینی سرخ میکنه، بعد من
یواشکی میام تو آشپزخونه یهو در حالی که کفگیر دستشه بر میگرده
سمت من، منم کرک و پرم میریزه بعد یهو لبخند بهم میزنه و میگه:
“بیا سیب زمینی سرخ کرده واسه تو درستکردم پسرم، بیا نیازی نیست
بترسی همه ش واسه تو” اصن دیگه اشک شوق تو چشمام جمع شده=)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 2 PM توسط admin
|