با مداد رنگي روز آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط خطي!


کسي براي من نيست. بيا غلط هاي زندگيم را به من بگو و زير اشتباهتم

 را خط بکش.بودنت مثل دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،

ماهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!!

کدام صبح مي آيي؟ کدام چمدان مال تست؟

کدام دست تو را به من ميرساند؟کدام روز مال من ميشوي؟

بيا که درد دلم را فقط تو مي فهمي.

حرفهاي ما ناتمام

تا نگاه مي کني وقت رفتن است

باز هم همان حکايت هميشگي

پيش از آنکه با خبر شوي

لحظه اي عزيمت تو ناگزير مي شود

دريغ وحسرت هميشگي

ناگهان چقدر زود دير ميشود...



پ ن : سلام آجي و داداشيا . ببخشيد چند روز نبودم . آخه همونجور که ميدونيد امتحانا شروع شده منم که اصلا درس نميخونم همينه که وقت ندارم بيام نت !

راستي يه خبر . جمعه ي هفته ي قبل يه آهنگ تمريني دادم بيرون !

ايشالا بعد امتحانا ميريم تو استريو !

فعلا باباي !!!!